12:50 AM  جمعه، 1 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

سلام

اومدم باز هم خداحافظي كنم . باز هم نيستم . يعني معلوم نيست باشم يا نه . تو اين مدت كلي اومدم اينجا . هر شب اومدم اينجا و چيزي حدود 12 آپ رو تو مدتي كه تنها بودم گذاشتم . مبدونم خيلي هاشون اصلا بدردتون نميخورد و خيلي هاشو اصلا نخونديد ببينيد بدرد ميخوره يا نه . آخه شما كه مثل من بيكار نيستيد ببينيد اين متن طولاني چي نوشته !

حقيقتش ، من عادت دارم به زياده گويي و از اين بابت خوشحالم . ميدونيد چرا ؟ آخه اينجوري نميذارم چيزي تو دلم بمونه . همشو يدفعه ميگم و خيالم راحت ميشه . اصلا هم خودمو سانسور نميكنم ! اين مدت كساني اومدن به وبم سر زدن و منو با اومدنشون خوشحال كردن . خيلي از آشنايي باهاشون خوشحال شدم .

حالا هم طوري نشده خوب .... باز هم ميام . اصلا خدا رو چه ديدي يه دفعه ديدين زد به سرم همين فردا شب اومدم و آپ كردم . شايد هم نشد و رفت تا بعد از آخرين امتحانم .

برام دعا كنيد . دعا كنيد كه هميشه سالم باشم و بتونم بيام اينجا . و همچنين تو امتحاناتم سر بلند باشم و رو سفيد بيام از سر جلسه امتحانام بيرون .

من براتون دعا كردم ... اينو مطمئن باشيد . اصلا من هميشه برا دوستاي مجازيم دعا ميكنم . هميشه و هميشه برا همتون دعا كرده و ميكنم . آخه خيلي دوستون دارم . بيشتر از همه دنيا ...

بسه ديه گريه كردن خوب . باز هم ميام . ميدونم دل بعضي هاتون برام تنگ ميشه (از اون حرفها زدما ، دل هيچكي برام تنگ نميشه !) خوب من هم براتون دلم تنگ ميشه ...

خيلي هم تنگ ميشه ... اما چاره اي نيست . بايد رفت و به دنيا و حركتش طبق قانون نميدونم چي خنديد ......... !

امشب يه آپ براتون آوردم يكم حد اقل بخنديم . اين آپ رو كپي از يه وب زدم كه خيلي روحيات طرف شبيه خودم بود اما نتونستم براش كامنت بذارم . آخه وبش يه نمه مشكل داشت . حالا هم بخونيد و لذت ببريد . (اگه تكراريه شرمنده ... بهتر از اين پيدا نتونستم بكنم ) حالشو ببرين ..............

منبع : http://ice-dream.blogsky.com

*** اقتصاد از نوع گاوي ... ! ***

اقتصاد گاوی : دو تا گاو ماده دارین ... یکیش رو میفروشین و یه گاو نر میخرین ... به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد میکنه ... پول براتون همینطور سرازیر میشه و میتونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...

اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو میپرستین و عبادت میکنین !

 اقتصاد پاکستانی : هیچ گاوی ندارین ... ادعا میکنین که گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریکا طلب کمک مالی میکنین ... از چین طلب کمک نظامی میکنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی ... از ایتالیا توپ و تانک ... از آلمان تکنولوژی ... از فرانسه زیردریایی ... از سوییس وام بانکی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن تجهیزات ... با تمام این امکانات گاوها رو میخرین و بعد ادعا میکنین که توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتین !

اقتصاد آمریکایی : دو تا گاو ماده دارین ... یکیش رو میفروشین و دومی رو تحت فشار مجبور میکنین که به اندازهی ? تا گاو شیر تولید کنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی میکنین ... تقصیر رو گردن یه کشور گاودار میاندازین و بعد طبیعتا اون کشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به راه میاندازین و گاوها رو به چنگ میارین !

 اقتصاد فرانسوی : دو تا گاو ماده دارین ... دست به اعتصاب میزنین چون میخواین سه تا گاو داشته باشین !

 اقتصاد آلمانی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو تحت مهندسی ژنتیک قرار میدین ... بعد گاوهاتون ??? سال عمر میکنن و ماهی یه وعده غذا میخورن و خودشون شیرشون رو میدوشن !

 اقتصاد انگلیسی : دو تا گاو ماده دارین ... که هر دو تاشون جنون گاوی دارن !

 اقتصاد ایتالیایی : دو تا گاو ماده دارین ... نمیدونین که اونها کجا هستن ... پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون

اقتصاد سوییسی : ???? تا گاو ماده دارین ... هیچکدومشون مال خودتون نیستن ... از کشورهای دیگه پول میگیرین که دارین گاوهاشون رو نگه میدارین !

اقتصاد ژاپنی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو از نو طراحی ژنتیکی میکنین ... هیکل گاوهاتون یکدهم اندازهی طبیعی میشه و ?? برابر معمول هم شیر تولید میکنن ... بعد شونصد تا کارتون و عکس برگردون و آدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت میسازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش میکنین و میفروشین !

اقتصاد روسی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو میشمرین و متوجه میشین که ? تا گاو دارین ... اونها رو دوباره میشمرین و میفهمین که ?? تا گاو دارین ... اونها رو دوباره میشمرین و متوجه میشین که ?? تا گاو دارین ... یه بطری ودکای دیگه باز میکنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین !

اقتصاد چینی : دو تا گاو ماده دارین .... ??? نفر آدم دارین که گاوها رو میدوشن ... بعد ادعا میکنین که سیستم استخدامی و شغلی کاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر کس رو هم که آمار واقعی رو بیان کنه بازداشت میکنین!

اقتصاد ایرانی : دو تا گاو ماده دارین که هر دو تاشون از باباتون به ارث رسیده ... یکیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زکات و سهم صدا و سیما و سهم بنیادهای مختلف و ... ضبط میکنه ... دومی رو هم قربونی میکنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ... و غیره می کنین ! و اقتصاد کماکان فلج می مونه!

***************************************************

 از دید مامان بابا یه پسر خوب باید

1- تلفن مشکوک نداشته باشه(اصلا کلا اگه یه نفر چه دختر چه پسر به یه اقا پسر خوب زنگ بزنه یعنی اقا پسره دوست دختر داره)

2- درس خون باشه(یه چیز تو مایه های بچه عقدس خانوم اینا باشه یعنی از صبح تا شب درس بخونه .......در غیر این صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شایدم معتاده)

3- پولکی نباشه (تا روزی 1000 تومن معقوله ولی از اون بیشتر یا دوست دختر داره یا معتاده)

4- سرشب خونه باشه (البته یه پسر خوب فقط واسه کتاب خونه باید بیرون بره.........در بقیه شرایط حتما دوست دختر داره یا معتاده)

5- در شبانه روز فقط 3 ساعت بخوابه (در غیر این صورت هم معتاده هم دوست دختر داره)

6- خودم حذفش كردم ................ !!!!

از دید حراست دانشگاه:

1- بالای 2 سانتی متر ریش داشته باشه(در غیر این صورت کافره)

2- پیراهنش رو شلوارش باشه (در غیر این صورت زیگوله)

3- عضو فعال بسیج باشه(در غیر این صورت دشمنه)

از دید دخترا یه پسر خوب باید:

1- سوار اسب باشه(اگه نباشه بی کلاسه........البته اسبه سفید باشه بهتره)

2- عاشق اونا باشه (اگه نباشه که اسکوله)

3- پولدار باشه(اگه نباشه که خداییش به چه درد می خوره؟هااااااا....اخه پسری که نتونه روزی 20000تومن خرج کنه که به درد جرز دیوار می خوره .نه؟ )

4- هیچ دختری رو قبل از من ندیده باشه(مگه می شه؟)

5- سری بعد از یک ماه دوستی بیاد خواستگاری(نیاد که مخ زنی بی فایدست)

***************************************************

یک هفته پس از خلقت آدم :
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت .

پانصد سال پس از خلقت آدم :
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی : هاکومبازانومبا (یعنی من موقع زنمه) بعد میری توی غار پدر و مادر دختره . با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن : از خودت غار داری ؟ دایناسور آخرین مدل داری ؟ بلدی کروکدیل شکار کنی ؟ خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی ؟ بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم :
انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری . اونجا از تو می پرسند:جز خوت که اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری ؟ چند متر زمین داری ؟ چند تا خوشه گندم برداشت می کنی ؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای ؟
بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید .

ده سال قبل :
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند . در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد . در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست .

هم اکنون :
به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید . البته از "ام اس ان" یا "آی سی کیو" هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست " اد" می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد .

***************************************************

خوب ديگه ... كافيه ...

برا حسن ختام (ميدونم خيلي هاي ديگه مثل اينو گفتن اما من تا حالا نشنيدم و از خودم ميگما) :

" ميدونيد چرا تيراندازي ، سواركاري و شنا تو ميون اين همه ورزش واجبه ياد گرفتنشون ؟ من بهتون ميگم تا اطلاعاتتون بره بالا ...

تيراندازي رو بايد ياد بگيريم تا تير عشق رو به طرف قلب يارمون شليك كنيم . سوار كاري رو بايد ياد بگيريم تا اگه يار رو بهمون ندادن ، يار رو سوار اسب كنيم و فرار كنيم (اونم مثل فيلم قديميا) و در آخر شنا رو بايد ياد بگيريم كه اگه تيراندازي و سوار كاري رو بلد نبوديم و يه موقع خر شديم و خواستيم خودمونو تو دريا غرق كنيم و وسط كار پشيمون شديم ... شنا بلد باشيم و غرق نشيم . "

راستي اينم اون ليستي از دوستام كه هميشه ازش حرف ميزدم . دانلود كنيد ... من بصورت يه فايل html درش آوردم تا كارتون راحت بشه . بعد از دانلود ، فايل رو نصب كنيد و از اون استفاده كنيد . داخلش ليستي از دوستانم و همچنين تعدادي از وبهام و .... قرار داره

 

http://mxu.xm.com/mxu bookmarks.exe

خيلي دوستون دارم ، فداتون عاشق تنها mxu

 

 

 


tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   | نظرات 2  tempfa.com
1:04 AM  یکشنبه، 27 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:SimSun; panose-1:2 1 6 0 3 1 1 1 1 1; mso-font-alt:宋体; mso-font-charset:134; mso-generic-font-family:auto; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:"\@SimSun"; panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:134; mso-generic-font-family:auto; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:SimSun; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:SimSun; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:SimSun; panose-1:2 1 6 0 3 1 1 1 1 1; mso-font-alt:宋体; mso-font-charset:134; mso-generic-font-family:auto; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:"\@SimSun"; panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:134; mso-generic-font-family:auto; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:SimSun; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} a:link, span.MsoHyperlink {mso-style-priority:99; color:blue; mso-themecolor:hyperlink; text-decoration:underline; text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; color:purple; mso-themecolor:followedhyperlink; text-decoration:underline; text-underline:single;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:SimSun; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

سلام

امروز چه روز خوبي بود . بايد ميرفتم دانشگاه اونم برا يه تيكه كاغذ بيخود . كارم شكر خدا حل شد و تو راه هم يكم لبخند نشست رو لبمون . اين از اول صبحي ...

ظهر رو كه مهمون جايي بودم و بعد از اونجا كه اومدم خونه اول زنگ زدم به آقام اينا كه جمكران بودن . جام خالي ... ! اينقده دوست داشتم الان اونجا بودم . اما خودمو بيخود الاف امتحانات كردم .

بعدش مثل ديوونه ها كامپيوترمو روشن كردم و آهنگ گذاشتم و صداشو تا آخر بردم بالا و يكم رو زمين دراز كشيدم . آخه بدجور حالم گرفته بود . از جريان ديروز هنوز ناراحت بودم . برا خودم متاسفم . شعر متين يكم منوبرد تو حس . (پست قبلي يكمشو نوشتم)

يه دفعه صداي زنگ تلفن منو از خواب غفلت پروند و ........... و ......... و ...........

اومدم عيدتونو تبريك بگم ... عيدتون مبارك . اونايي هم كه متظر بودن تبريك بگم اونم تلفني بايد بگم شرمندشونم ، آخه تيليف بي تيليف ! يعني قعطش كردم . به همين راحتي

همينجا به همتون تبريك ميگم روز ولادت آقا امام زمان (عج) رو . ايشا الله يه روزي بياد تو همين وب ظهور آقا رو بهتون تبريك بگم . احساسم بهم ميگه اون روز دير نيست و چشمون به زودي روشن ميشه .

اما من ؟!

زيادي خطا كارم ... زيادي ... !!!!!

دلم ميخواد اون روزي كه آقا ظهور ميكنه روم بشه تو روش نيگاه كنم و بگم آقا جون ، جونم فدات .

دلم ميخواد اون روز اينقده سعادت داشته باشم كه برم تو صف پيروان آقا .

دوست دارم و دوست دارم ...

و نكته ي نهايي ؛ اميدوارم سوء تفاهمي در مورد پست پيش برا كسي پيش نياد ، اما نميدونم چرا امروز يكم نگران شدم ؟!

راستي امروز يكي از رفقا حرف زيبايي زد ، مضمون حرف اون اينگونه بود :

" آدما هر كدومشون ساختموني دارن ، زوجشون هم ساختموني داره . اگه ساختمون اوني كه دوسش داري كوچيك يا كلنگي باشه نبايد اون ساختمون رو خراب كرد . بايد مرمتش كرد ، بايد شالوده هايي به اون ساختمون اول افزود و اتاق هاي جديدي برا ساختون ساخت . بايد به عشقت تو كار ساخت و ساز كمك كرد و از اون كمك خواست تا ساختمون خودت ويروون نشه . "

خيلي اين حرفا از زبون اون برام جالب بود . فك نميكردم اينقدر بزرگ منش باشه . البته بزرگ منش هست ولي اينقده واقعا ..............

من تو شهرمون همين يه دوست مورد اعتماد رو دارم . يعني باقي دوسيام دوست نبودند ...

چيز ديگه اي بودن . اونا دوستايي بودند كه خونه هاي كوچيك دلمو خراب كردند تا خونه ي خودشون رو بهم بفروشن . . .

دوستون دارم و عيدتون مبارك .

به اميد ديدار آقا ...

(سه تا صلوات برا سلامتي آقا و تعجيل در فرج آقا امام زمان(عج) فراموش نشه .)

اللهم صل علي محمد و آل محمد ، اللهم صل علي محمد و آل محمد ، اللهم صل علي محمد و آل محمد

mxu عاشق تنها

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
12:48 AM  شنبه، 26 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

اگر به خاطر داشته باشید حدود ۹ ماه پیش (November 2007) یاهو ، کشور ایران را از لیست کشورهای خود در هنگام ثبت نام در سایت یاهو حذف نمود .

در آن زمان Yahoo هدف از این اقدام را سیاستهای دولت امریکا عنوان نمود .

تا به امروز تمام ایرانیانی که قصد ثبت نام در یاهو و استفاده از سرویس های آن را داشتند مجبور به انتخاب کشورهای دیگر از جمله عراق و افغانستان بودند .

اما دیروز (۱۴ آگوست ۲۰۰۸) یاهو مجدداً نام ایران را به لیست کشورهای خود اضافه کرد .

کافی است به صفحه ثبت نام در یاهو مراجعه کرده تا خود شاهد آن باشید :

تا این لحظه اطلاعات دقیقی از این اقدام یاهو ، به صورت رسمی منتشر نشده است .

نکته جالب اینجاست که اینبار حتی لازم نیست کشور ایران را انتخاب کنید ، به صورت اتوماتیک و بر اساس آی پی شما کشور ایران برایتان نمایش داده خواهد شد . تنها کافی است فرم ثبت نام را پر کنید .

اضافه شدن نام کشورمان به فهرستهای سایتی مانند یاهو که به ناحق اقدام به حذف آن نموده بود ، افتخاری نیست که بخواهیم بابتش جشن بگیریم اما این حرکت منفعلانه‌ از سوی مسوولان پرادعای یاهو که معتقد بودند سیاستهای دولتی اجازه‌ی برگرداندن نام کشورمان را نمی‌دهد، کمی جای تامل دارد .

به نظر می رسد بمب گوگلی یاهو نیز در این قضیه بی تاثیر نبوده است .

البته همانطور که گفته شد ، هنوز اخبار رسمی در منابع خارجی در این مورد منتشر نشده است .

منبع

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
12:47 AM  شنبه، 26 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

body {background-color: white; font-family: "Tahoma"; font-size: x-small;direction: rtl}

سلام

يه مشت صندلي خالي

امروز رفتم و آهنگ متين دو حنجره رو از كلوپ رفيقم گرفتم . آلبوم خيلي باحالي بود . مخصوصا آهنگ مردشور خونه ... !!

بعدش يكدفعه يه شوك بهم وارد شد ... يه شك اساسي !

هميشه فك ميكردم آدم بايد براي پيدا كردن شريك زندگيش يه ملاك هايي رو داشته باشه . خوب معلومه كه درست فك ميكردم چون همه يه ملاك هايي برا زوج آيندشون دارن .

حالا ملاك هاي من چي بود ؟ من ميخواستم يه نفرو پيدا كنم كه اول از همه درس خون باشه ، ‌بعدش چهرش مظلوم باشه و خندش دل آدمو آب كنه ، و يكم زياد تر از من باهوش باشه (البته باهوش تر از من پيدا نميشه ولي ؟!) ، و صد البته پر انرژي و فعال باشه (كپي خودم) ، و يكم زياد صحبت كنه و كم حرف نباشه (بازم مثل خودم) ، و در نهايت اصلا كپي خودم باشه ...

اما پيدا نكردم . . . !

آدماي پرانرژي پيدا كردم اما هر كدومش تا اومدم قدم بذارم جلو ؛ خودش خراب كرد . مثل اينكه بايد تا آخر عمرم دنبال يه همچين آدمي بگردم . تا آخر عمرم .

امروز هم يه نفر ديگه (اين دومين نفر محسوب ميشه) خودش رو نشون داد . من از دستش اصلا ناراحت نيستم  . شايد اگه من هم 17 سالم بود همين اشتباهات رو مرتكب ميشدم . شايد هم كاراي بدتري رو انجام ميدادم . (اما من كه 17 سالو گذروندم و اينكارا رو نكردم) ...

اصلا بي خيال ...

دنيا و آدماي داخلش (بلا نسبت شما) خيلي نامردن ...

اونقده نامرد كه آدم دوس داره پوست از سر همشون بكنه و به قول متين گفتني :

 آره من روانيم ...

      يكمي قاطي پاتيم ...

 عيبي نداره ديوونم ...

         پاي حرفام ميمونم ...

هييييييييييي...

    تو كه عقل تو كلته ...

            همه چي واست يه علته ...

خيلي ميفهمي ، ميدونم ... ههههههه

واسه قلبت ميخونم ...................... !!!!!!!!

ميدونم اوني كه ميخوام اين متنو نميخونه چون حوصله خوندن نداره . اما قراره اين چند شب كه بر و بچ خونه ما رفتن مشهد و من دارم تو خونه از تنهايي دق ميكنم ، هر شب وبمو آپ كنم . هر شب و هر شب و هر شب .......... اونم فقط واسه اين دل صاحب مردم .

و در آخر ...

از اون 30 تا وبي كه داشتم فقط سه تا شو برا آپ كردن گذاشتم ، و 8 تا شو به دلايلي پاك نكردم كه البته فعلا از اين هشت تا هيچ كدومش آپ نميشن و بقيشو كلا پاك كردم تا دل خودم و خودتون خنك بشه .

اون دوست هم بهتره دست از اين كاراش برداره كه اصلا كارهاي درستي رو انجام نميده و داره منو نگران ميكنه .

فعلا يا حق و بدرود تا شبي دگر يا حتي ساعتي دگر  !!؟!

 mxu عاشق تنها

 

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
1:10 AM  جمعه، 25 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

/*<![CDATA[*/ <!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} --> /*]]>*/

سلام

دوباره امروز یاد خاطرات گذشته افتادم . یاد اون بزرگ مردی که همیشه تا حرف میزدم ، تو ذوقم میزد و میگفت :

هنوز مرد نشدی

امروز پنج شنبه بود . من همیشه پنج شنبه ها به یاد اون حرفاش میفتم . امروز بد جوری دلم براش تنگ شده بود . دلم میخواد برم پیشش ... برم همونجا تو اون دنیا ببینمش .

خیلی وقته که با خوش حالی نمیاد تو خوابم . فک کنم از دستم ناراحته . فک کنم هنوز مرد نشدم .

فک کردن نداره ... این یه واقعیته که من هنوز مرد نشدم . بزرگتر ها رو هم که میبینم ، فقط به این نتیجه میرسم :

مرد شدن سخته

خیلی دوست دارم یه مرد واقعی ببینم . یه مرد که مرد باشه . یه مرد که مثل یه بنده خدا همه چیزو برا خودش نخواد . یه مرد که مثل اون یکی باشه . اونی که همه چیو واسه مردم میخواست . اما اصلا دوس ندارم مثل اون یکی دیگه باشه ، اونی که همه چیو برا دیگرون میخواست و وقتی به خاطر اون همه چیز ، از اون تشکر نمیکردن ناراحت میشد .

ناراحتی ، اونم به خاطر اینکه نعمت خداوند رو در اختیار یه بنده ی دیگه گذاشته و حالا اون یه بنده ی دیگه یادش رفته تشکر کنه .

اون ناراحت میشه از دست بنده ای که حتی حاظر نیست از خدای خودش هم بخاطر نعمت هاش تشکر کنه ، حالا چه برسه به اینکه از یه بنده ی دیگه تشکر کنه .

و حالا من ؛

از خودم بدم میاد ...

چون من بعضی وقت ها میشم جزو دسته سوم ، بعضی وقت ها هم اول . اما هیچ گاه جزو دسته دومی نشدم . هیچ گاه .

من یه بنده ی نا سپاسم که هنوز مرد نشده . مولای خودش علی (ع) رو دوس داره ولی هیچ وقت رسم علی وار زندگی کردنو یاد نگرفته . از خودم بدم میاد چون همه چیزو و همه کس رو برا خودم میخوام و همیشه تا تو مشکلات گیر میکنم یاد خدا میفتم و بعد از رفع مشکلاتم یادم میره همه چیو ...

یادم میره همه اون خوبیها رو . یادم میره یه تشکر خشک و خالی کنم از خدای خودم .

اون خدا بیامرز راست میگفت ...

من هنوز مرد نشدم

خدا جونم ، ازت ممنونم بخاطر همه اون چیزایی که صلاح دونستی و بهم دادی و همه اون چیزایی که خیرمو خواستی و بهم ندادی .

     خدا جونم

        ممنون ، به خاطر همه چیز

 

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   | نظرات 1  tempfa.com
6:13 AM  چهارشنبه، 16 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

سلام

از وقتي كه چشامو باز كردم آدم دور و برم ديدم . راستشو بخواين فقط آدم كه نديدم . چيزاي ديگه اي هم ديدم . حالا هم دارم آدم ميبينم + چيزاي ديگه .

شب تا صبح كارم شده الاف شدن بيخودي . لااقل وقتي ميرفتيم دانشگاه 4 تا دوست و رفيق ميديديم و مينشستيم پيش هم بحث ميكرديم . اما حالا چي ؟

حالا همش يا ميشينم پاي كتابهاي بيخودي يا اينكه ميشينم پاي اين كامپيوتر فلك زده . حتي كامپيوتر هم از دستم خسته شده . اما من كه ول كن اين كامي جونم نيستم كه .... آخه دوسش دارم لامسبو .... ماييم ديگه .

17 مرداد تولد يه دوسته . تولدشو بهش تبريك ميگم . البت مطمئنم احتياجي به تبريك گفتن من نداره . اصلا از كجا معلوم كه تا حالا يادش نرفته باشه منو ؟ هوم ؟؟؟؟

ولي خوب من كه دوسيامو يادم نميره ...

تولدش مبارك . ايشاالله شونصد سال زندگي كنه و همه نوه نبيره و نتيجه و ايناشو ببينه .

حرف چي بود ؟؟

هوم ... حرف درس و مشق و اينا بود ديه ... درسامو كه خوف نخوندمو اميدي ندارم به پاسوندنشون ولي خوب شايد يه دفعه سر جلسه امتحان امداد غيبي رسيد .

من امتحان كردم هر موقع از اموات كمك ميخوام و يه فاتحه براشون ميفرستم و يه سوره كوثر هم پشت وندش ميخونم اساسي امتحانمو فيست و دو ميشم . به خدا خيلي اثر داره ها ... امتحان كنيد نتيجه ميگيريد .

حالاشم 4 شهريور امتحان پاسكال دارم و هشتم هم امتحان رياضي . تا حالاش كه رياضي نابودم كرده و هيچي ازش حاليم نشده (آخه ناسلومتي رشته دبيرستونم رياضي بوده ديه!) پاسكال هم كه نابود كردم رفته پي كارش . شدم يه پا برنامه نفيس . هر چي تست پاسكال بوده رو غلط غولوط جواب ميدم .

اينيم ديگه . اگه من تستها رو غلط جواب ندم پس كي غلط جواب بده .

رفتم تو حس درس خوندن .... آخي ..... نازي ....! چه بچه باحالي بودم و خفر نداشتما !

يادش بخير دانشگاهمونو . دلم برا همكلاسهاي گلم شده يه ذره . برا ديدن مسعود و آرمين و اينا و اونا دارم روز شماري ميكنم .

اصلا ميدونيد چيه ؟!

ميخوام موقع ثبت نام ترم جديدا برم دانشگاه و تلپ شم . (يعني جامو اساسي اونجا پهن كنم ) .

بيدشم .... خوب ديه .......

به قول بر وبچز گفتني  بيخيخي .........!!!!!!@!@!!!!

سرتونو بيخودي درد آوردم .

رفع زحمت ميكنم با يه شعر بيخود و الكي مثل پستم (راستي شاحرشم خودمم ديه) :

 

دريا زيباست

 و ساحل جاي پاي توست

  من زيبايي ساحل را

در بودن موج دريا

   و جاي پاي تو ميبينم

اي كاش موج نبود

  تا ببينم جاي پايت را

هر روز و هر شب

        در ساحل افكارم

                            شاعر : نيما بيكار

 

* پي نوشت : شعر سبكش سفيده پس نگين اين متن ادبي رو جاي شعر به شما قالب كردم .

* پي نوشت بعدي : شاحر يه درجه از شاعر مرتبش پايين تره !

* پي نوشت آخري : دوستون دارم . و باي تا هاي .

...

...

...

* به خدا اين ديه آخرين پي نوشتمه ها : راهي كه ميرويم به هيچستان است . هيچستان را نميدارم دوست . اي كاش نبود هيچستان غرور تا ببوديم با نسيم هم سرور .

چون دوست داشتم كه اينگونه بنويسم ، پس نوشتم . اميدوارم سبك نوشتاري متن بالا را پسنديده و مورد توجهتان قرار گرفته باشد . با تشكر فراوان از همراهي شما . mxu عاشق تنها .

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
6:08 AM  سه شنبه، 15 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

ولادت امام سوم شيعيان ، امام حسين (ع) بر تمامي شيعيان جهان و دوستداران آن حضرت مبارك باد .

 

چشمامو باز ميكنم . يه روز ديگه شروع شده . آفتاب وسط آسمونه و ساعت گوشيم 8 صبح رو نشون ميده . جديدا خيلي تنبل شدم ...

پا ميشم و دست و صورتمو ....

بعدش هم كتابامو بر ميدارم و ميرم سراغ تنها پارك شهرمون تا شايد تو يه جاي آروم بتونم دقايقي درس بخونم .

محيط پارك خيلي به آدم نشاط ميده . تو پارك دو تا آدم مثل دو تا آدم نشستند رو نيمكت و دارن با هم صحبت ميكنند و اونطرفتر هم .

به انتهاي پارك كه ميرسم بساط خودمو پهن ميكنم تا درسمو شروع كنم . اما نه ... اصلا ميدونيد چيه ؟ امروز حس درس خوندن نيست ، درست مثل ديروز كه حسش نبود .

اما مجبورم . . . !

به شيطون يه لعنت ميفرستم و گرم خوندن درسم ميشم . سرمو بلند ميكنم و يه نگاه به ساعتم ميندازم . اصلا معلوم نيست چه جور اين زمان گذشت ...!

ديگه برا امروز كافيه . بايد برم . كتابامو مثل بچه آدم ميزنم زير بغلمو به سمت خونمون روون ميشم .

عصر هم از فرط خستگي خوابم ميبره و شب بيدار ميشم . و حالا ... نوبتي هم باشه نوبت سريال ساعت 23 هست . همون سريال پويا اينا ديگه . فقط نميدونم چرا از اين پسره كه نقش پويا رو بازي ميكنه بدم مياد ... !

سريال رو نگاه ميكنم و بعدش ميرم ميخوابم .

چشامو باز ميكنم . يه روز ديگه شروع شده . آفتاب وسط آسمونه و ساعت ......... !!!!

 

اين شده زندگي من تو فصل تابستون . يه لحظه فكرشو كنيد ؟!

هر روز مثل ديروز ... ... ... ...

خوب ديگه تابستون ما مثل اينكه بايد اينجورا سپري بشه . تابستون شما رو نميدونم .

تازشم بخاطر همين درسا مجبور شدم امسالو نه جمكران برم و نه مشهد . خيلي سخته .

اما انشا الله سال ديگه ........ .

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   | نظرات 1  tempfa.com
10:11 AM  یکشنبه، 6 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

سلام

میخواستم کلی قضیه رو کش دار کنم اما دیدم نه شما حوصله خوندنشو دارین و نه من صلاح میدونم که زیاده گویی کنم . پس یک راست میرم سراغ اصل موضوع ؛

پیرترین وب نویس دنیا در گذشت .

این سر تیتر یکی از اخبار صفحه ی 3 هفته نامه ی "بزرگراه فناوری" بود .

متن خبر اینگونه است :

الیور ریلی (oliver reley) ، پیرترین وب نویس دنیا ، در 12 جولای (ماه گذشته) در 108 سالگی در خانه سالمندان استرالیا در گذشت . ریلی طبق خواسته خود که در وبلاگش مطرح کرده بود توسط هزاران تن از دوستان اینترنتی و دیگر آشنایان و دوستان به خاک سپرده شد . ریلی افکار خود را درباره زندگی مدرن و تجربیات زندگی اش در قرن بیستم با دوستانش به اشتراک گذاشته بود و از فوریه سال گذشته تا کنون 107 پست نوشته است .

وی در آخرین پست خود در تاریخ 26 ژوئن نوشت :

"دیگر نمیتوانم باور کنم که بیش از یک هفته دیگر در اینجا (خانه سالمندان) باشم . این روزها بیشتر اوقات در رختخواب هستم و احساس ضعف میکنم . لرزشم نیز به دلیل سرفه های شدید قطع نمیشود . پنی تخت روبه رویی من است . دختر او که یک خواننده حرفه ای است  هفته ای یک بار به دیدن او می آید . من و او به اتفاق ، یک آهنگ شاد میخواندیم که پیش از این پرستار ها نیز با ما همراهی میکردند . "

براون استون –نوه بزرگ ریلی- گفت :

آدرس وبلاگ مادر بزرگ در آدرس www.allaboutolive.com.au و بتازگی www.worldsoldestblogger.blogspot.com در دسترس است .

او به آژانس خبری ملی AAP گفت :

ریلی با افرادی از روسیه و آمریکا رابطه مداوم و صمیمانه ای برقرار میکرد .

(منبع : هفته نامه بزرگراه فناوری ، شماره 106 ص 3)

آدرس وبسایت : www.itnewsway.ir

 

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   | نظرات 2  tempfa.com
4:10 AM  پنجشنبه، 6 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت

امروز امتحاناتم تموم شدن و اومدم تا یه آپ بکنم اونم یه آپ تاریخی .... !

تاریخچه ی mxu از دید سوم شخص ... !!!

مجتبی ملقب به "mxu" فعالیت خودشو در دنیای مجازی با ساختن وبلاگ www.ninjabad.blogfa.com شروع کرد . در اون زمان عشق ورزشهای رزمی بدجوری در وجودش بود . برا همین هم این وبلاگ رو برای ورزش نینجوتسو ساخت . در این وبلاگ تاریخچه ی ورزش نینجوتسو + مواردی دیگر در مورد این ورزش به چشم میخورد . اما این وبلاگ نتونست mxu رو راضی کنه . چون دسش برای نوشتن مطالب کاملا بسته بود .

اما عشق اون به ورزش نینجوتسو و نینجاهای سیاه پوش بدجوری بود . برای همین هم یک وبلاگ شامل عکس هایی از این ورزش رو در سیستم بلاگفا ساخت .نام این وبلاگ mxu بود . آدرس این وبلاگ www.mxu.blogfa.com بود . اما بعد از مدتی به این نتیجه رسید که نه تنها حوصله ی آپ کردن یه وبلاگ شامل عکس رو با این سرعت پایین اینترنت نداره بلکه باز هم دستش در مورد نوشتن بسته ی بسته ی بستس .

یکی از دوستانش به او پیشنهاد ساخت یک وبلاگ شخصی رو داد . یک وبلاگ که هر چی دوست داره داخلش بنویسه . mxu اومد و همون وب mxu خودش رو برای این کار انتخاب کرد . حالا دیگه وب mxu یه وب نینجایی نبود و تبدیل به وبی شخصی شده بود . وبی با سرتیتر "عاشق تنها" ....

بعد از ساخت این وب mxu تصمیم گرفت که یه وب مخصوص دانلود موزیک و طنزهایی کوتاه بسازه . اون وبی رو با نام www.nimastudio.blogfa.com ساخت و هر موزیکی رو که خودش دوست داشت رو داخل این وب گذاشت . اما از اونجایی که وبش فقط آمار بازدید زیادی داشت ولی کسی نظری برای بهتر شدنش نمیداد mxu تصمیم گرفت در این وبشو تخته کنه .(هر چند جدیدا تصمیم به دوباره بازگشایی این وب کرده ....!)

یه روز اون تو یه روزنامه با یه سرویس وبلاگ نویسی جدید آشنا شد . سرویسی با نام blogsky . اون از نام باکلاس این سرویس خوشش اومد و در قدم اول وبلاگ mxu خودشو تو این سرویس به ثبت رسوند . اون این کارو به دلایل زیر انجام داد :

1 . تعدا افرادی که مطالبشو میخوندن بیشتر میشد ، چون بعضی افراد هستند که فقط مطالب وبلاگ های سرویس خودشونو میخونن . 2. اگر وب mxu در بلاگفا هک میشد اون همون وب رو در یه سرویس دیگه هم داشت . 3.اون میتونست mxu.blogsky.com رو داشته باشه . یه اسم باکلاس و زیبا .

بعد از ساخت اولین وب در سیستم بلاگ اسکای ، mxu شروع به وب سازی کرد .

www.mola-ali.blogsky.com  یه وب مذهبی بود که به خاطر عشقش به امام علی ساخت .

www.i-die.blogsky.com  یه وب شخصی دیگه که داخلش شعر میگذاشت . اون این وب رو در بدترن شرایط روحیش ساخت .

www.i-live.blogsky.com این وب رو بعد از اینکه شرایط روحیش مساعد شد و پس از پاک کردن وب i-die ساخت اما عمر این وب هم چند صباحی بیش نبود و زود پاک شد .

www.topic.blogsky.com یه وب برای ترفند های کامپیوتری که این وب هم به دلایلی نا معلوم پاک شد . شاید یکی از دلایلش این بود که وقت کافی برای به روز کردنش نداشت .

www.aaj.blogsky.com یه وب برای انجمنی که در دانشگاه اون فعالیت میکردن . انجمنی با نام : انجمن اندیشمندان جوان . اما چون mxu از رفتار اعضای انجمن در قبال وب خودش خوشش نیومد اون وب رو دیگه ادامه نداد . اما هنوز نامش در سیستم بلاگ اسکای موجوده .

www.ninjutsu.blogsky.com یه وب نینجایی دیگه ... اما این وب هم هیچ گاه به درستی آپ نشد تا در آخر به شخص دیگه ای واگذار شد . اما هنوز تحت کنترل mxu میتونه باشه .... !

www.pnuf.blogsky.com و www.pnuf.blogfa.com ، اون تو دانشگاه پیام نور فیروزآباد درس میخوند برای همین هم اومد و یه وب برای دانشگاه ساخت . اما به همون دلایلی که دیگه تو وب انجمن فعالیت نکرد اینجا هم فعالیت نکرد . چون میدید هیچ احدی دوست نداره یه نفر برای دانشگاه وب بسازه .... ! چراشو خودش هم نمیدونست . شاید اونا کاغذهای رو در و دیوارهای دانشگاه رو بیشتر دوست داشتند تا یه دیوار مجازی برای اعلام اخبار به دانشجویان ... شاید هم ... !

www.mxu3point.blogsky.com بعد از عضو شدن mxu در نشریه سه نقطه . اون تصمیم به راه اندازی یه وبلاگ برای خوش گرفت که داخلش حرف های نشریه ایشو به ثبت برسونه . این وبلاگ هنوز که هنوزه داره آپ میشه .اما با فاصله ی زمانی زیاد .

www.3point.blogsky.com ،mxu برای اینکه بتونه یه وب سه نقطه ای با همکاری دوستاش بسازه تصمیم به ساخت یه وب جدید گرفت . وبی که عمومیت داشته باشه و از حالت شخصی بودن خارج بشه . اون وب 3point رو در سیستم blogsky با همکاری دوست خوبش exa ساخت . (وب www.exa2.blogfa.com متعلق به این دوستشه .)

mxu برای پیدا کردن مخاطبان بیشتر برای وبلاگ mxu خودش اومد سه وبلاگ در سه سیستم دیگه با همون نام mxu ساخت . اونم فقط به دلایلی که قبلا این نام رو در بلاگ اسکای ساخته بود . این وبلاگ ها عبارتند از :

www.mxu.iranblog.com    www.mxu.parsiblog.com     www.mxu.persianblog.com

 اون الان فقط نوشتن در سرویس پارسی بلاگ رو ادامه میده چون دو سرویس دیگه از بعضی لحاظ مشکل دارن .

بعد از اون mxu با یک سرویس جدید وب نویس آشنا شد . سرویس نو پا و تازه تاسیس که میشد در اون سرویس وبلاگهایی رو تاسیس کرد که نامی زیبا و کوتاه داشته باشه . اون با سرویس ورزش بلاگ آشنا شده بود .

در این سرویس ابتدا و قبل از هر کاری اون وبلاگ نینجایی خودشو ساخت و سپس یک وبلاگ برای بازی های کامپیوتری ساخت و بعد از اون هم یه وبلاگ برای ثبت خاطرات ورزشی خودش در این سیستم ورزشی . اسامی وب های اون در این سرویس عبارتند از :

www.ninja.varzeshblog.com یه وب نینجایی . اما چون اون دیگه سبگ نینجوتسو رو کار نمیکنه و رو به سبکی جدید آورده (بوکس تایلندی) این وب دیگه هرگز ممکنه آپ نشه . اما خدا رو چه دیدی ... شاید ...!

www.game.varzeshblog.com یه وبلاگ برای بازی خورهای دوست داشتنی . این وب رو به دلایلی ، زیاد وقت نمیکنه آپ کنه و برای سر پا نگه داشتنش احتیاج به یه همکار داره . اگر کسی خواهان فعالیت در این وب هست میتوه یک نظر در این وب یا وب گیم بذاره و ثوابق خودشو هم در زمینه ی بازی های کامپیوتری و وب نویسی بیان کنه .

www.mxu.varzeshblog.com یه دفترچه خاطرات دیجیتال برای ثبت خاطرات ورزشی اون .

mxu علاوه بر نام های بالا چند نام دیگر رو هم در اختیار داره که در موقع لزوم از اونا استفاده کنه . این نام ها عبارتند از :

tak.varzeshblog   good.varzeshblog   bad.varzeshblog

این وب ها به زودی به جمع وب های mxu خواهند پیوست .

mxu چند وقت پیش یه وب برای گذاشتن عکس ساخت . اونم در سرویس پارسی بلاگ . www.mxupic.parsiblog.com

علاوه بر وبهایی که در بالا اسمی از اونا برده شد mxu 5 وب شخصی دیگر هم در سرویس بلاگ اسکای داره که به دلایلی نمیتونه اسمشونو ببره .

چند روز قبل نیز mxu با همکاری دوست خوبش علی (وب www.salamjoje.blogfa.com متعلق به علی جونه) یک وب دیگر در سرویس بلاگ اسکای به ثبت رسوند با نام : www.khafang.blogsky.com

در حال حاظر mxu با داشتن کلی وب با نام خودش ... به خودش افتخار میکنه . اون هم اکنون دارنده ی وب هایی هست که یه روز تو خواب هم نمیدید و برای خودش در میون دوستاش رکورددار محسوب میشه .

اینو بدونید که mxu هیچگاه از حرکت نخواهد ایستاد ... تا آخرین نفس و تا آخرین قدرت موجود در وجود ...

mxu4ever ©

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
4:08 AM  پنجشنبه، 6 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت

سلام

2تا امتحان دیگه دارم و از روی بیکاری اومدم تو نت ... چقده دلم براتون تنگ شده بود . اینقده تنگ شده بود که دیگه نتونستم طاقت بیارم و رفتم یه کارت اینترنت خریدم و ......

میخواستم یه چیزی رو بگم ... حالا که شما از چرندیات من زیاد خوشتون نمیاد ، دیگه چرندیات نمینویسم .

بیاین این وب جدید و اینم شماها ... ببینم شما اینو دوست دارین یا نه !

کاریکاتور خفن  عکس خنده دار  ماهی

tempfa.comموضوع: عمومی | لینک مستقیم |  نویسنده: مجتبی   | نظرات 1  tempfa.com